تبلیغات
log
صبح نزدیک است :: وبلاگ تخصصی مهدویت، دشمن شناسی و فتنه شناسی - "همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم"- طنزواره ای در پیش بینی اثرات توافقنامه هسته ای ژنو
 
اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه


"همه چی آرومه، من چقدر خوشحالم"- طنزواره ای در پیش بینی اثرات توافقنامه هسته ای ژنو

جمعه 8 آذر 1392-05:44 بعد از ظهر

امروز ۲ خرداد ۹۳؛ یک روز پس از پایان دوره شش ماهه توافق ایران با ۱+۵: از خانه که بیرون می‎روی، هنوز درب خانه را باز نکرده‎ای، نسیم خوش بهاری چنان به صورتت می‎خورد که به اندازه ۱۰ سال جوان می‎شوی. آواز گنجشک‎ها تمام مویرگ‎هایت را به رعشه می‎اندازد. برگ سبز درختان توی چشم می‎زند. آدم‎ها را که می‎بینی، همگی کاش فقط لبخند به روی لب‎هایشان بود، دهانشان تا بناگوش باز است. همه انگار یک جور دیگری شده‎اند. کافی بود کمی فکر کنی تا بفهمی امروز از آن روز تاریخی شش ماه گذشته است…


همه چی آرومه، من چقدر خوشبختم

امروز ۲ خرداد ۹۳؛ یک روز پس از پایان دوره شش ماهه توافق ایران با ۱+۵

از خانه که بیرون می‎روی، هنوز درب خانه را باز نکرده‎ای، نسیم خوش بهاری چنان به صورتت می‎خورد که به اندازه ۱۰ سال جوان می‎شوی. آواز گنجشک‎ها تمام مویرگ‎هایت را به رعشه می‎اندازد. برگ سبز درختان توی چشم می‎زند. آدم‎ها را که می‎بینی، همگی کاش فقط لبخند به روی لب‎هایشان بود، دهانشان تا بناگوش باز است. همه انگار یک جور دیگری شده‎اند. کافی بود کمی فکر کنی تا بفهمی امروز از آن روز تاریخی شش ماه گذشته است…

شش ماه پیش و شاید خیلی قبل‎تر از آن، از وقتی که زمزمه‎های مذاکره در فضای کشور پیچید، مشخص بود که همه چیز بالاخره خوش و خرم خواهدشد. هرچند بعضی‎ها داشتند مدام آیه یأس می‎خواندند، اما یک عده آدم با فهم و شعور بودند که از همان ابتدا مژده دادند که دیگر جای هیچ نگرانی نیست، همه خوش به حالشان می‎شود. امروز همه حالشان خوب است. پیچ تلویزیون و رادیو را که می‎چرخانی دارد یک موسیقی خیلی شاد پخش می‎کند. آدم را یاد حال و هوای بعد از مسابقه ایران و استرالیا می‎اندازد. هر بخش خبری را که نگاه می‎کنی، همین طور دارد مدام از موفقیت‎ها و دستاوردها و پیشرفت‎ها می‎گوید: «دیگر هیچ تحریمی باقی نمانده، دولت‎های غربی بالاخره حق مسلم ایران را برای غنی‎سازی پذیرفتند، تازه آن هم نه یک درصد و دو درصد، به هر اندازه‎‎ای که دلمان خواست…»

از آن طرف، بعد از این که به گفته رئیس‎جمهور، سازمان تحریم تَرَک خورد و بعد از این که همه دنیا نسبت به اعتمادسازی ایران توجیه شدند و فهمیدند فناوری هسته‎‎ای حق مسلم ماست، آمریکا و دولت‎های غربی از این که در طول این چند سال، این قدر به ملت ایران فشار وارد کردند، احساس شرم کردند تا جایی که همه رئیس‎جمهورهای ۱+۵ در گمرک صف کشیده‎اند و چند روزی می‎شود که معطل آنند که ترخیص شوند و بیایند برای معذرت‎خواهی از ملت. از آن طرف، ارزش پول ملی ما این قدر زیاد شده که خبر می‎رسد که کرور کرور آدم ریخته‎اند پشت در صرافی‎های نیویورک که دلارشان را بدهند و ریال بخرند.

همچنین بعد از آن که چند میلیارد از پول‎های خودمان را به خودمان برگرداندند، اصلا انگار یک رودخانه وارد یک کویر شده باشد. خزانه خالی‎مان پر پول شد تا جایی که یارانه‎های ما را سر ماه که دادند، هیچ، به جای نفری ۴۵ تومان، ۶۰ تومان داده بودند. از وقتی هم که همه تحریم‎های نفتی را برداشته بودند، شیرِ آبِ خانه را که باز می‎کردی، به جای آب، همین جور نفتی بود که داشت فوران می‎کرد….

در خیابان چند نفر را با دشداشه دیدم که داشتند با هم عربی صحبت می‎کردند. این جا بود که داشتم کم‎کم شک می‎کردم اینجا ایران است، یا کویت؟!



منبع: بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق علیه السلام


دنبالک ها: صبح نزدیک است 


اسرائیل نابود است

موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی

درباره وبلاگ



ای سید خراسان بر تو سلام یاران

کی میکنی تو عزم یاری جان جانان؟

صبح نزدیک است

ساعت محلی به وقت ایران


ساعت جهانی به وقت UTC

امکانات وبلاگ






Powered by WebGozar

موضوعات وبلاگ


آخرین نوشته ها


به روایت لینک


نویسنده وبلاگ


<bgsound src="http://s15.khamenei.ir/ndata/news/24825/13921008_7932_192k.mp3" loop="infinite">

نماهنگ ها

ابر برچسبها


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox