تبلیغات
log
صبح نزدیک است :: وبلاگ تخصصی مهدویت، دشمن شناسی و فتنه شناسی - بیانات حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌
 
اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه


بیانات حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌

سه شنبه 25 مهر 1391-09:13 بعد از ظهر

 بامزه اینجاست كه اروپائى‌ها امروز با لحن قرن نوزدهم حرف میزنند! آن روزى كه كشتى انگلیسى مى‌آمد در خلیج فارس، از داخل كشتى، فرمانده انگلیسى به شیوخ خلیج فارس پیغام میداد كه فلان كار را بكنید، فلان كار را نكنید؛ آنها هم مثل نوكر خم میشدند، میگفتند چشم! اروپائى‌ها خیال میكنند امروز هم قرن نوزدهم است. حكومتهائى هم كه در كشور ما سر كار بودند، حكومتهاى باعرضه و باغیرتى نبودند كه بتوانند هویت و اصالت ملت ایران را در برخوردهاشان منعكس كنند؛ تأثیرپذیرى داشتند، سایش داشتند. آنها میتوانستند در سیاست اینها، در فرهنگ اینها اثرگذارى كنند؛ اینها را در باطن، مغلوب خودشان كنند. ببینید، یك شخصیت، یك نفر انسان و یك ملت - فرقى نمیكند - آن وقتى در عرصه‌ى ظاهر مغلوب میشود كه در باطنِ نفس خودش مغلوب شده باشد. آنها چون مهاجم بودند، این طرف هم دنیاپرست بود، ماده‌پرست بود، دنبال سلطنت خودش بود، دنبال ریاست خودش بود، دنبال پول خودش بود، دنبال ملك و تجارت خودش بود - دنبال آرمانهاى بلند نبود؛ دنبال همین خواسته‌هاى حقیر بشرى بود - لذا او بر این غلبه میكرد. امروز هم خیال میكنند آنجورى است.

بیانات حضرت امام خامنه ای (مد ظله العالی) در اجتماع نخبگان و مسئولان استان خراسان شمالى‌

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 و الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على نبیّنا و حبیب قلوبنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على ءاله الأطیبین الأطهرین المنتجبین.

 خداى متعال را سپاسگزاریم كه این توفیق را داد كه در طول چند روز، با قشرهاى مختلف مردم عزیز این استانِ پرخیر و بركت، دیدارهاى صمیمى و سرشار از لطف و صفا و محبت داشته باشیم. این جلسه‌ى امروز مجموعه‌اى از خدمتگزاران مردم در این استان عزیز هستند، و همچنین نمایندگان قشرهاى گوناگون كه در این استان فعالند. بنابراین، این جمع، جمع بسیار مغتنمى است.

 مطالبى كه دوستان در اینجا بیان كردند، هر كدام از جهتى مطالب جالب و قابل توجهى بود. آنچه كه ما میخواهیم عرض كنیم، دو سه نكته‌ى تأثیرگذار است؛ كه اگر همه‌ى ما به این نكات توجه كنیم، شاید ان‌شاءالله براى آینده‌ى استان داراى خیر باشد.

 نكته‌ى اول این است كه نفس خدمتگزارى براى آحاد مردم، یك نعمت الهى است؛ یك موهبت است؛ حالا چه خدمتگزارى در مجموعه‌هاى رسمى باشد - مثل همین مسئولیتهائى كه دوستان و برادران و مدیران در استان دارند - و چه در قالبهاى رسمى نباشد؛ مثل خدمت به دین مردم، خدمت به فرهنگ مردم، خدمت به پیشرفت علمى مردم، خدمت به تقسیم و توزیع درست ارزاق بین مردم، برآوردن حوائج گوناگون، به هر شكلى كه باشد. بنابراین نفس توفیق خدمتگزارى، یك نعمت است؛ این نعمت را باید شكرگزارى كرد.

 بنده از صمیم قلب و از بن دندان این را عرض میكنم كه حقیقتاً خدمتگار مردم بودن، افتخار است؛ نه به عنوان یك شعار. بزرگان اهل معرفت ما به شاگردان خود، به دستپروردگان خود همیشه سفارش میكردند كه در كنار ذكر و عبادت و خشوع و توسل و تذكر، به مردم خدمت كنند؛ گاهى این را ترجیح میدادند بر عبادات فردى؛ این مقرِب الى‌الله است. شما یك كار خوب كه به نفع یك نفر انجام میدهید، این حسنه است؛ این شما را به خدا نزدیك میكند؛ این براى شما ثواب و اجر الهى و اخروى دارد؛ چه برسد به اینكه این خدمت شما، براى مجموعه‌هاى متعدد مردم، براى گروه مردم، براى اهل یك استان، اهل یك شهر، اهل یك بخش باشد. بنابراین اصل قضیه این است كه ما اگر چنانچه توفیق خدمتگزارى پیدا كردیم، این را شكر بگزاریم؛ شاكر خداى متعال باشیم؛ این را نعمتى از طرف الهى بدانیم.

 نتیجه‌ى این نعمت دانستن این است كه براى این خدمتگزارى، منت بر سر كسى نگذاریم؛ این درجه‌ى اوّلش است. خداى متعال به ما توفیق داده؛ این توفیق، لطف الهى است؛ شكر لازم دارد. پس اگر ما توانستیم خدمتگزارى كنیم، باید بدون منت باشد. این یك نكته است.

 یك نكته‌ى دیگر این است كه در خدمتگزارى باید هیچگونه تمایزى قائل نشد. مسئولیت در هر بخشى از بخشها عبارت است از خدمت به آحاد مردم. این دوست ماست، این بیگانه‌ى از ماست، این دشمن ماست، این گرایش سیاسى‌اش این است، گرایش دینى‌اش این است؛ اینها هیچ تأثیرى ندارد. خدمت باید عمومى باشد، براى همه باشد؛ آن وقت این تأثیر میگذارد در عمل كسانى كه در مجموعه‌هاى بزرگ مشغول خدمتگزارى هستند؛ مثل یك استان، یا مثل یك شهرستان. بخشهاى مختلف شهرستانها، جورواجور انسانهائى را در خود جاى داده‌اند؛ لذا نگاه نسبت به همه باید یكسان باشد. خدمت مال همه است، متعلق به همه است، ما هم باید امانتدارى كنیم؛ آنچه را كه در اختیار ماست، در اختیار همه قرار بدهیم.

 یك نكته‌ى دیگر، مسئله‌ى همت بلند در خدمت‌رسانى است. این استان، همان طور كه دوستان گفتند - بنده هم در گزارشها همین را یافته‌ام - از لحاظ پیشرفت مادى، جزو استانهاى ردیفهاى پائین است. یك مقدار به خاطر این است كه استان، جدیدالولاده است؛ شاید عوامل دیگرى هم وجود داشته است. باید مسئولین این استان همت را بر این بگمارند كه رتبه‌ى استان را از لحاظ پیشرفت و دست یافتن به شاخصهاى مهم حیاتى، در طول مدت معینى بالا ببرند؛ مثلاً به ده استانِ اول كشور برسانند. وقتى همت ما این بود - كه این، همت مضاعف است - طبعاً كار مضاعف هم میطلبد. كار مضاعف فقط به معناى حجم كار نیست؛ بلكه به معناى كیفیت كار است، بیشتر از آنچه كه مربوط به كمیت و حجم باشد؛ یعنى كار دقیق، كار كارشناسى شده، كار همراه با مشورت، كار مستمر و پیگیر، كار تدوین شده و برنامه‌ریزى شده؛ كه اگر مسئولین جابه‌جا هم شدند، كار متوقف نشود. این خبر خوبى بود كه گفتند سند توسعه‌ى استان را تدوین كرده‌ایم؛ این بسیار خوب است. وقتى سند تدوین شد، دیگر جابه‌جائى مسئولان و مدیران، تأثیر زیادى نخواهد گذاشت؛ كار ادامه پیدا میكند. مهم این است كه نقشه‌ى راه معلوم باشد.

 خب، اینكه ما گفتیم این استان به سطح ده استانِ اول كشور برسد، آیا عملى است؟ آنچه كه انسان از ظرفیتهاى این استان مى‌یابد، بله، كاملاً عملى است. ظرفیتهاى بسیار خوبى در این استان وجود دارد؛ یكى از ظرفیتهاى مهم، ظرفیت نیروى انسانى است؛ كه من، هم در دیدار جوانان، دانشگاهیان، دانش‌آموزان، معلمان و اساتید - در دیدارهاى گوناگون - در گزارشهائى كه این دوستان ارائه میكردند، این را بالحس و بالعیان دریافتم، و هم در مجموع گزارشهاى ما بود. نیروى انسانىِ قابل بحمدالله در این استان وجود دارد؛ این ظرفیت اصلى است؛ علاوه بر ظرفیتهاى طبیعى و مسائل مربوط به زمین و اقلیم و موقعیت جغرافیائى و سایر مسائلى كه در پیشرفت استان تأثیر دارد. بنابراین ظرفیت وجود دارد؛ میشود این استان را واقعاً پیش برد، بالا برد، زندگى مردم را آباد كرد.

 این مردم هم حقیقتاً مردم شایسته‌ى خدمتگزارى هستند؛ با این ایمان، با این صداقت، با این حضور برجسته در عرصه‌هاى مختلف، و با حضور در منطقه‌ى مرزى، منطقه‌ى حساس جغرافیائى. حقیقتاً شایسته است كه به مردم عزیز این منطقه، خدمات برجسته‌اى ارائه شود و استان پیشرفت كند.

 دوستانى كه اینجا صحبت كردند، روى دو سه مطلب تكیه كردند؛ من هم همینها را در نظر داشتم و یادداشت كردم، كه حالا روى آنها تكیه میكنم. این شرحى كه آقاى استاندار محترم بیان كردند، شرح كاملى بود؛ مجموعه‌ى كاملى از فعالیتهاست. واقعاً اگر در یك مقطع زمانى معین و مشخص، این حجم عظیم كار تحقق پیدا كند، حقیقتاً چهره‌ى استان و عمق استان تغییر پیدا خواهد كرد - در این شكى نیست - مهم این است كه دنبالگیرى شود تا به تحقق برسد.

 یك نكته‌ى مهم دیگر این است كه این فعالیتها اولویت‌بندى شود. ما ظرفیتهاى كشور، امكانات اعتبارى و بودجه‌اى، توانائى‌هائى كه دولت میتواند در اختیار بخشهاى گوناگون بگذارد، اینها را ملاحظه كنیم. مسئله‌ى زودبازده بودن طرحهاى گوناگون را هم ملاحظه كنیم. بعضى طرحها طرحهاى مفید و لازمى است، اما در دسترس نیست؛ بعضى‌ها در دسترس است، نزدیك است. اینها همه تعیین كننده‌ى اولویت است.

 اولویتها را رعایت كنیم، بر اساس اولویتها كار پیش برود. به نظر بنده یكى از اولویتها مسئله‌ى كشاورزى است، كه در اظهارات دوستان هم مكرر همین معنا تكرار شد. در اینجا، هم استعداد كشاورزى وجود دارد، هم ذهنها و مغزهاى مناسبى براى پیشبرد كشاورزى وجود دارد - كه اشاره شد به تحقیقات كشاورزى؛ در یكى از جلسات دیگر هم راجع به یك حركت جدیدى در مورد آبیارى كه در كار كشاورزى مفید است، مطالبى گفته شد - پس آمادگى‌هاى فراوانى وجود دارد؛ زمین هست، آب هست، امكانات انسانى هست، آب و هواى مناسب هست؛ و عمده‌ى درآمد این مردم در طول سال، از كشاورزى و دامدارى بوده است.

 البته خشكسالى‌هاى پى‌درپى، متوالى و مستمر ضربه زده؛ در این شكى نیست. آنطورى هم كه بعضى به من گزارش كردند، یكى از چیزهائى كه به كشاورزى استان و پیشرفت كشاورزى ضربه زده و مشكل به وجود آورده، كوچك شدن منابع درآمدىِ زمینى است؛ یعنى زمینها تقسیم شده؛ زمینهاى كوچك، كوچك، كوچك. یكى از طرحهاى مهمى كه از دولتهاى قبل مورد نظر بود و بنده رویش تأكید میكردم، این است كه بتوانند این منابع زمینىِ كشاورزى را یكپارچه‌سازى كنند، تا این كمك كند به این كه كشاورزى بشود صنعتى؛ كشاورزى مدرن، كشاورزى با آلات پیشرفته؛ این یكى از چیزهاى مهم است. این ضربه‌ها به كشاورزى وارد شده. عوامل گوناگون دیگرى هم بوده است.

 كشاورزى را باید در درجه‌ى اول اهمیت قرار داد؛ نه به معناى اینكه از صنعت استان فراموش كنیم؛ نه، استان صنایعى هم دارد كه اینها با رسیدگى و توجه و اهتمام میتواند اشتغال ایجاد كند، میتواند سوددهى فراوانى براى استان به وجود بیاورد؛ لیكن در مرتبه‌ى اول، مسئله‌ى كشاورزى است؛ كه اگر توانستیم كشاورزى را با شرائطى كه دارد، احیاء كنیم، هم مسئله‌ى اشتغال حل میشود، هم عوارض گوناگون بیكارى - این حاشیه‌نشینى، اعتیاد و امثال اینها - از بین خواهد رفت یا ریشه‌هاى آن تضعیف خواهد شد.

 براى مسئله‌ى اقتصاد، سه محور اصلى وجود دارد: یكى صنعتى كردن كشاورزى است؛ كشاورزى و باغدارى را صنعتى كنیم، مدرن كنیم. یكى مسئله‌ى صنایع تبدیلى و تكمیلى و سردخانه و این چیزهاست. باغدارِ اینجا اگر در كنار دست خودش صنایع تبدیلىِ مورد دسترس داشته باشد، وضعش بكلى تفاوت پیدا میكند؛ سردخانه باشد، همین جور.

 البته ان‌شاءالله فردا مسئولین دولتى با ما جلسه خواهند داشت، حتماً خود آنها هم اینها را متوجه‌اند - غالباً در این جلساتى كه هست، مى‌بینیم پیشنهادها و اظهارنظرها از سوى مسئولین دولتى انجام میگیرد - ما هم ان‌شاءالله تأكید خواهیم كرد؛ این مسائل را آنجا باید مطرح كرد. من عرض میكنم، براى اینكه روشن شود افق پیشرفت استان، افق روشنى است. پس یكى این مسئله‌ى صنایع تبدیلى است، یكى هم ساختارسازى براى توزیع و بازرگانى است - كه در اظهارات یكى از آقایان هم بود - كیفیت بازرگانى محصولات و دادوستد اینها، تجارت داخلى‌شان، بعد مسئله‌ى صادرات و تجارت خارجى‌شان، اینها یك نظم عاقلانه و مدبرانه‌اى پیدا كند؛ این به پیشرفت استان كمك خواهد كرد. بنابراین یكى از اولویتهاى استان، مسئله‌ى كشاورزى است، با این ابعاد و حواشى گوناگون.

 یك مسئله‌ى دیگر كه در گزارشهائى كه قبل از سفر به دستم رسید و با دقت مطالعه كردم و توجه بنده را جلب كرد، بعد هم دیدم در اظهارات مسئولین و دوستان و نخبگان استان هم تكرار میشود، مسئله‌ى گردشگرى در این استان است. جاذبه‌هاى گردشگرى در این استان زیاد است؛ هم جاذبه‌هاى طبیعى، هم جاذبه‌هاى تاریخى؛ هم منطقه‌ى زیبا و طبیعت زیباى اینجا، هم چیزهاى تاریخى‌اى كه وجود دارد. آنطور كه به من گزارش كردند - من كه حالا معمولاً توفیق دیدن این چیزها را ندارم - قلعه‌اى كه نزدیك اسفراین است، شبیه بناى معروف ارگ بم است كه از خارج براى بازدید آن مى‌آمدند. چرا اینجا كسى نمى‌آید؟ چرا معرفى نشده؟ چرا نمیشناسند؟ در حالى كه اینجا در دسترس‌تر است. اینجا شما از این مسیر، در هر سال میلیونها عبوركننده دارید - حالا آمارها مختلف است؛ بعضى میگویند بیست میلیون، بعضى میگویند پانزده میلیون - كه زائرین مشهد از اینجا عبور میكنند. خب، اگر چنانچه وسائلى فراهم شود، نه همه‌ى اینها، بلكه بخشى از اینها، یك روز در این استان توقف كنند، ببینید چه تأثیر عظیمى بر وضعیت استان خواهد گذاشت. اینجور نیست كه شما بخواهید مسافر و گردشگر را از مركز شهر یا از گوشه و كنار كشور بكشانید به یك نقطه‌ى دوردست. اینجا دوردست نیست؛ اینجا در معرض عبور و مرور كاروانهاى زیارتى است؛ مردم دارند میروند، مى‌آیند. یك روز، یك شبانه‌روز، نه همه‌ى این مسافرین، بعضى از اینها، در این شهر بمانند و بروند از مراكز طبیعى اینجا، از همین مراكز تاریخى اینجا بازدید كنند. شما ببینید چه تحولى در كسب و كار و زندگىِ اینجا به وجود خواهد آمد. بنابراین، این هم یك اولویت است.

 مسئله‌ى تحقیقات هم كه اینجا اشاره كردند، درست است؛ حقیقتاً یك اولویت است. بازده كار تحقیقاتى و پژوهشى به چشم نمى‌آید، اما بازده آن حقیقتاً از قبیل همان چیزى است كه در قرآن كریم به آن اشاره شده است: «انبتت سبع سنابل فى كلّ سنبلة مئة حبّة»؛(1) یك دانه‌اى است كه وقتى شما كاشتید، هفتصد برابر به شما عوض خواهد داد. كار تحقیقات، اینجور است. وقتى شما بذر سالم را، یا شیوه‌ى خوب كشاورزى را تحقیق میكنید، یا در زمینه‌ى یك ماده‌ى مؤثر در امر صنعت یا كشاورزى یا خدمات و غیره تحقیق میكنید، این موجب میشود كه ناگهان یك سود بزرگ و همگانى براى كشور، بعد از مدتى صبر و تحمل، به دست آید. این هم یقیناً جزو اولویتهاست. بنابراین كار زیاد است، زمینه‌ى كار زیاد است، این مردم هم خوبند.

 امروز كشور نیاز به كار و تلاش دارد؛ عزیزان من! مسئولان بخشهاى مختلف! برگزیدگان قشرها! این را باید به مجموعه‌ى آحادى كه از شما حرف‌شنوى دارند، یا تحت مدیریت شما دارند تلاش میكنند، هم به زبان، هم به عمل، منتقل كنید: كشور احتیاج به كار دارد. باید كار كنیم، باید سخت كار كنیم؛ كار برنامه‌ریزى شده، كار منظم و مرتب، كار خوب.

 هر وقتى كه ما یك احساس ضعفى بكنیم، دشمنان سوگندخورده‌ى ما روحیه میگیرند؛ همچنان كه هر وقت ما یك حركت مؤثرى را در سطح كشور مشاهده میكنیم براى حركت دادن مردم و تشجیع مردم و بصیرت‌افزائى مردم، فوراً مى‌بینیم یك تلاشى از سوى دشمن براى خنثى كردن این به وجود مى‌آید. كسانى كه مسائل بین‌المللى را، مسائل سیاسى را، مسائل خبرى را، برخوردهاى گوناگون بین‌المللى را رصد میكنند، این را بخوبى دریافت میكنند. هر وقت در كشور كار مهمى انجام میگیرد - مثلاً فرض كنید یك راهپیمائى بزرگ، یك انتخابات بزرگ، یك موفقیت بزرگ علمى و صنعتى، یك اقدام مهم و مؤثر در دولت - فوراً آنها سعى میكنند این كار را تحت‌الشعاع قرار دهند؛ یك جورى مسئله‌سازى كنند. همچنین اگر یك وقتى ما اظهار ضعف كنیم، اظهار خستگى كنیم، ملاحظه میكنید فوراً عكس‌العملش در دنیا این است: مخالفین نظام اسلامى و مخالفین اسلام روحیه میگیرند، احساس شعف میكنند؛ كأنه تازه‌نفس میخواهند حمله كنند. باید به اینها توجه داشت. این به ما مى‌آموزد كه اولاً كار و تلاش را هرگز از دست ندهیم؛ ثانیاً سعى كنیم روحیه‌ى كار، روحیه‌ى تلاش، روحیه‌ى امید را در همه‌ى كسانى كه از ما میشنوند، در حوزه‌ى كار ما هستند، تقویت كنیم، تزریق كنیم؛ این وظیفه است. هر سخنى كه نشان‌دهنده‌ى یأس و خستگى و افسردگى و ملالت و اختلاف باشد، بلاشك به ضرر مصالح كشور است، به ضرر پیشرفت كشور است، به ضرر عزت ملى است.

 در مقابله‌ى با دشمنان، دست ما پر است. توانائى‌هاى ما بالاست؛ نه به عنوان یك ادعا - نمیخواهیم رجز بخوانیم - بلكه اینها واقعیت دارد. مهمترین شاهد واقعیت این است كه سى و سه سال است كه مرتب دارند تیشه میزنند، سنگ میزنند، ضربه میزنند؛ اگر ما ضعیف بودیم، خب این درخت باید تا حالا خشك شده بود، باید تا حالا ساقط شده بود؛ چرا ده برابر رشد كرده است؟ چرا «تؤتى اكلها كلّ حین باذن ربّها»(2) شده است؟

 امروز كشور در مقایسه با ده سال پیش، با بیست سال پیش، از لحاظ جایگاه علمى، جایگاه صنعتى، جایگاه اجتماعى، روحیه‌ى مردم، بسیار پیشرفته‌تر است؛ استحكام نظام، بسیار بیشتر است. خب، این دلیلِ چیست؟ این دلیلِ این است كه یك نیروى درونىِ سازنده‌ىِ حقیقى در این كشور وجود دارد كه این بر همه‌ى ترفندها و توطئه‌ها و مشكل‌تراشى‌هاى دشمن غلبه پیدا میكند؛ این امر واضحى است. پس دست ما پر است، پس ما توانائى داریم. ما میتوانیم به دست خودمان، این توانائى را از بین ببریم. اگر روحیه‌ها را تضعیف كنیم، اگر امیدها را كم كنیم، اگر فرصتها را ضایع كنیم، اگر افق را به نظر جوانان خودمان - كه امیدهاى ما هستند - تیره و تار جلوه دهیم، ما به دست خودمان، خودمان را تضعیف كرده‌ایم. نباید این كار را بكنیم؛ این دست ماست. همه مسئولند؛ منتها مدیران، مسئولان بخشهاى گوناگون دولتى، مسئولیت بیشترى دارند.

 خوشبختانه كشور در ادبیاتِ برخورد با دنیاى زورگوى مستكبر و غربى هم پیشرفتهاى خوبى داشته است. امروز مسئولین كشور ما در پشت میز مذاكرات گوناگون، در تریبونهاى گوناگون، وقتى حرف میزنند، حرفهاى پخته، جامع، جالب و درست زده میشود. یكى از بخشهاى درگیرى و میدانها و عرصه‌هاى پیكار، عرصه‌ى حرف‌زدن‌هاى بین‌المللى است. اغلب رسانه‌هاى اروپائى، رسانه‌هاى صهیونیستى است؛ این را شاید بدانید، و بدانید. اغلب این رسانه‌هائى كه اسمشان را در دنیا میشنویم، سرمایه‌داران صهیونیست از سالها پیش به فكر بودند، این رسانه‌ها را در اختیار گرفتند؛ خبرسازى میكنند، جهت‌سازى میكنند. خود همین رسانه‌ها به سیاستمدارها هم تلقین میكنند كه چه بگویند. مسئله‌ى مهم این است. حالا سیاستمداران غربى هرچه خودشان خباثت و ملعنت دارند، به جاى خود؛ این خبرسازى‌ها را هم به آنها تلقین میكنند. یكى از حرفهاى رائج این است: ما بر ایران فشار وارد مى‌آوریم تا ایران به پاى میز مذاكره برگردد. كدام میز مذاكره؟ كِى ایران مذاكرات در مورد مسائل گوناگون جهانى را، از جمله مسئله‌ى هسته‌اى را ترك كرده بوده كه حالا برگردد؟! این یك تقلب و خدعه‌ى تبلیغاتى است. ما تلاش میكنیم كه ایران به میز مذاكره برگردد! این، خدعه و تقلب تبلیغاتى است. همین را در دنیا هى تكرار میكنند، هى میگویند، هى میگویند. این تعبیرات اینقدر تكرار میشود كه به نظرم خود سیاستمداران غربى هم باورشان مى‌آید كه واقعیت این است؛ در حالى كه آن كسى كه این شكل را، این جمله‌بندى را، این فرمول مطلب را اختراع میكند، مقصود دیگرى دارد. او از ایران نمیخواهد كه به میز مذاكره برگردد؛ او میخواهد ایران هنگام مذاكره، در مقابل زورگوئى‌هاى غربى تسلیم شود. خب، جواب از طرف ایران این است كه نخیر؛ شماها كوچكتر از آن هستید كه بتوانید یك ملت انقلابىِ مبارزِ بصیرِ آگاه را در مقابل خواسته‌ها و مطامعِ خودتان به زانو دربیاورید. مشكل زورگوهاى سیاسى غرب این نیست كه ایران بر سر قضیه‌ى هسته‌اى یا قضایاى دیگر مذاكره نمیكند؛ نه، مشكل آنها این است كه ایران زیر بار حرف آنها نمیرود. و البته این مشكل باقى خواهد ماند؛ معلوم است.

 بامزه اینجاست كه اروپائى‌ها امروز با لحن قرن نوزدهم حرف میزنند! آن روزى كه كشتى انگلیسى مى‌آمد در خلیج فارس، از داخل كشتى، فرمانده انگلیسى به شیوخ خلیج فارس پیغام میداد كه فلان كار را بكنید، فلان كار را نكنید؛ آنها هم مثل نوكر خم میشدند، میگفتند چشم! اروپائى‌ها خیال میكنند امروز هم قرن نوزدهم است. حكومتهائى هم كه در كشور ما سر كار بودند، حكومتهاى باعرضه و باغیرتى نبودند كه بتوانند هویت و اصالت ملت ایران را در برخوردهاشان منعكس كنند؛ تأثیرپذیرى داشتند، سایش داشتند. آنها میتوانستند در سیاست اینها، در فرهنگ اینها اثرگذارى كنند؛ اینها را در باطن، مغلوب خودشان كنند. ببینید، یك شخصیت، یك نفر انسان و یك ملت - فرقى نمیكند - آن وقتى در عرصه‌ى ظاهر مغلوب میشود كه در باطنِ نفس خودش مغلوب شده باشد. آنها چون مهاجم بودند، این طرف هم دنیاپرست بود، ماده‌پرست بود، دنبال سلطنت خودش بود، دنبال ریاست خودش بود، دنبال پول خودش بود، دنبال ملك و تجارت خودش بود - دنبال آرمانهاى بلند نبود؛ دنبال همین خواسته‌هاى حقیر بشرى بود - لذا او بر این غلبه میكرد. امروز هم خیال میكنند آنجورى است.

 امروز مسئله، مسئله‌ى سخن نوئى است كه جمهورى اسلامى در دنیا مطرح كرده و مستكبرین عالم را دستپاچه كرده. امروز مستكبرین عالم در موضع كسانى نیستند كه بخواهند با زبان مهاجم با انقلاب اسلامى حرف بزنند. امروز انقلاب اسلامى توانسته است فكر خود را در دنیا منتشر كند. على‌رغم همه‌ى سانسورهائى كه آنها كردند، على‌رغم فشارهائى كه وارد كردند، امروز این فكر، فكرى است كه رائج شده. فكر مردم‌سالارى دینى، فكر حاكمیت معنویت و حاكمیت دین، فكر حضور مردم در عرصه‌ها، فكر مقابله‌ى در مقابل زورگوئى‌هاى قدرتهاى جهانى و بلوكهاى قدرتمند جهانى؛ این فكرها امروز رائج شده. شما مى‌بینید كه در دنیا این فكرها رائج شده؛ حالا به اسم ایران نیست، نباشد؛ ما اصرار نداریم كه حتماً به اسم ایران باشد؛ اما هیچ كس هم در دنیا نیست كه تأثیر انقلاب اسلامى و ایستادگى ملت ایران را در این حوادث انكار كند. امروز مسئله این است.

 بنابراین كار در مسیر صحیحى است. ما احتیاج داریم به این كه تلاش كنیم، فعالیت كنیم، درست فكر كنیم، درست عمل كنیم، با هم متحد باشیم، فضا را فضاى تلاش و كار و اخلاص و معنویت و دورى از تظاهر و اینها قرار دهیم؛ امروز یك چنین میدانى است. شما عزیزانى كه در بخشهاى مختلف مسئولیت دارید - از سطوح بالاى استان تا سطوح متوسط و سطوح گوناگون - هر كدام میتوانید نقش ایفاء كنید. عرض كردیم؛ چه مسئولیتهاى رسمى و مقدر و مقرر در قانون باشد، و چه مسئولیتهاى اجتماعى؛ مثل روحانیون، مثل روشنفكران، مثل اساتید، مثل دانشمندان، مثل فعالان گوناگون اجتماعى؛ كه اینها تأثیرگذارند، اینها مسئولیت دارند؛ ولو اینكه مسئولیت آنها یك اسم دولتى ندارد. همه‌ى ما مسئول هستیم. امیدواریم خداى متعال كمك كند كه ان‌شاءالله بتوانیم به وظائفمان عمل كنیم.

 من همه‌ى شما برادران و خواهران عزیز را به خدا میسپارم. ان‌شاءالله توفیقات حق شامل حال همه‌ى شما باشد.

    والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌
 
1) بقره: 261
2) ابراهیم: 25

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت امام خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)




اسرائیل نابود است

موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی

درباره وبلاگ



ای سید خراسان بر تو سلام یاران

کی میکنی تو عزم یاری جان جانان؟

صبح نزدیک است

ساعت محلی به وقت ایران


ساعت جهانی به وقت UTC

امکانات وبلاگ






Powered by WebGozar

موضوعات وبلاگ


آخرین نوشته ها


به روایت لینک


نویسنده وبلاگ


<bgsound src="http://s15.khamenei.ir/ndata/news/24825/13921008_7932_192k.mp3" loop="infinite">

نماهنگ ها

ابر برچسبها


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox