تبلیغات
log
صبح نزدیک است :: وبلاگ تخصصی مهدویت، دشمن شناسی و فتنه شناسی - بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با معلمان و اساتید دانشگاه‌های خراسان شمالی
 
اللّهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه والمستشهدین بین یدیه


بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با معلمان و اساتید دانشگاه‌های خراسان شمالی

پنجشنبه 20 مهر 1391-04:30 بعد از ظهر

  این خانم به تعبیر «فلسفیدن» اشاره كردند؛ این بسیار تعبیر درستى است. امروز در كشورهاى پیشرفته‌ى مادى دنیا، یكى از كارهاى اساسى و یك رشته‌ى مهم، تدریس فلسفه براى كودكان است. خیلى‌ها در جامعه‌ى ما اصلاً تصور نمیكنند كه براى كودك هم فلسفه لازم است. برخى تصور میكنند فلسفه به معناى یك چیزِ قلمبه سلمبه‌اى است كه یك عده‌اى در سنین بالا به آن توجه میكنند؛ این نیست. فلسفه شكل دادن فكر است، یاد دادنِ فهم كردن است، ذهن را به فهمیدن و تفكر كردن عادت دادن است؛ این از اول باید به وجود بیاید. قالب مهم است. اگرچه محتوا هم در همین فلسفه‌ى كودكان حائز اهمیت است، اما عمده شیوه است؛ یعنى كودك از اول كودكى عادت كند به فكر كردن، عادت كند به خردورزى؛ این خیلى مهم است. من خوشحال شدم از این كه دیدم در خلال حرفها این را متذكر شدند.



 
بیانات در دیدار معلمان و اساتید دانشگاه‌های خراسان شمالى‌ در مصلی امام خمینی بجنورد

    بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

 بسیار جلسه‌ى باشكوه و باعظمتى است؛ هم از لحاظ ظاهر، و هم از لحاظ معنا. تعداد عظیم معلمان این استان - معلمان آموزش و پرورش و معلمان دانشگاه - چشم را پر میكند، دل را شاد میكند. سخنانى كه اینجا گفته شد، بسیارى از آنها سنجیده، حرفه‌اى و كاملاً كارشناسى بود. انسان لذت میبرد از این كه مشاهده كند در این استان - كه یقیناً از لحاظ جنبه‌هاى مادى و امكانات، جزو استانهاى فقیر كشور محسوب میشود؛ با اینكه از لحاظ استعداد و طبیعت، بسیار غنى است - این همه فكر خوب، اندیشه‌ى روشن، سخنِ سنجیده و كارشناسى شده وجود دارد. شما برادران و خواهران عزیز مطمئن باشید كه این جلسه براى این حقیر یك هدیه‌ى الهى بود و بنده را از خداى متعال بسیار متشكر كرد كه شما را اینجا دیدیم و این سخنان خوب را شنیدیم.

 آنچه كه در پیشنهادهاى دوستان وجود داشت، بعضى البته مربوط به دستگاههاى اجرائى و مسئولان بخشهاى مختلف است، كه معمول ما این است كه این پیشنهادها را به دستگاهها منتقل میكنیم، خود ما نسبت به اینها اقدامى نداریم؛ لیكن بعضى از این پیشنهادها، پیشنهادهاى بنیانى است. آنچه كه آن خانمِ معلم فرمودند، بسیار درست، بسیار سنجیده و منطقى بود؛ همچنین برخى دیگر از پیشنهادهائى كه اینجا گفته شد - كه من یادداشت كردم - همه‌اش در خور این است كه رویش مطالعه شود، فكر شود، كار شود. از خداى متعال میخواهیم كه این توفیق را به ما بدهد تا بتوانیم از این محصول فكرى شما ان‌شاءاللَّه استفاده كنیم و به قدر توان و ظرفیت و توفیقى كه خدا به ما عنایت میكند، از آن در بخشى از مدیریت جامعه - كه حالا به ما مربوط میشود - ان‌شاءاللَّه استفاده كنیم.

 به یك نكته‌اى هم اشاره كنم. یك سرود زیبائى را با آهنگِ خوب اجرا كردند و مطالب مفیدى هم در آن سرود بود، كه بیان كردند. من این نكته را نه فقط براى این جلسه عرض میكنم، بلكه مایلم اینجور مطالب در سطح كشور و سطح جامعه گسترش پیدا كند. خب، اظهار محبت بین مسئولین و بین مردم، بخصوص نخبگان، چیز خوبى است. اینكه حالا جمعى از نخبگان، فرهنگى، استاد، معلم، نسبت به یك خدمتگزارى كه یك مسئولیتى دارد، ابراز محبت كنند، خیلى چیز مطلوبى است و در كشور ما خوشبختانه این هست، اما در بسیارى از نقاط دنیا این نیست؛ و این از بركات اسلام است، از بركات تدین است؛ و طرفینى هم هست. گفت: «راز كم گو من به تو عاشق‌ترم». بین مسئولین و بین مردم یا نخبگان، محبتِ یكطرفه وجود ندارد؛ اصلاً امكان ندارد محبت یكطرفه. اگر یك كشش طرفینى و جاذبه‌ى طرفینى نباشد، زود محبتها یكطرفه در هم پیچیده میشود و از بین میرود؛ بنابراین محبتها طرفینى است. منتها نكته‌اى كه من میخواهم عرض كنم، این است كه این اظهار محبت منتهى نشود به گفتن سخنانى و بیان تعبیراتى كه مبالغه‌آمیز بودن آنها براى همه آشكار است. البته شعر جاى اغراق و مبالغه است؛ اما اینكه از افراد كوچك و ناقصى از قبیل این حقیر، با تعبیراتى اسم بیاوریم كه مخصوص بزرگان عالم آفرینش است، مربوط به معصومین است، مربوط به انبیاء و اولیاء است، چیز خوبى نیست. ما این فرهنگ را نباید در جامعه گسترش دهیم. حذف اینگونه تعبیرات، هیچ منافاتى با محبت طرفینى هم ندارد.

 خب، در بین مطالبى كه دوستان بیان كردند - هم دوستانى كه از دانشگاه سخن گفتند، هم دوستانى كه از آموزش و پرورش مطالبى بیان كردند - نكات بسیار خوبى بود، نكات دقیقى بود. ما حقیقتاً نیازمند آن هستیم كه بساط آموزش را و پرورش را در كشورمان رونق دهیم. مسئله‌ى انقلاب اسلامى و نظام جمهورى اسلامى فقط این نبود و نیست كه حالا یك كشورى در عِداد كشورهاى دیگر و در مسابقه‌ى با آنها قرار گیرد، از لحاظ پیشرفت مادى و پیشرفت علمى و پیشرفت نظامى و پیشرفت سیاسى؛ آنطورى كه معمولاً سران كشورها دنبال آن هستند. مسئله‌ى اسلام و تشكیل حكومت در اسلام، مسئله‌ى یك صیرورت است؛ یك تحول در اندرون انسانى است. در درون ما، هم عناصر فرشتگى وجود دارد، هم عناصر سبعیت؛ «لقد خلقنا الانسان فى احسن تقویم. ثمّ رددناه اسفل سافلین».(1) یعنى استعداد علوّ و ترقى و تعالى و استعداد تنزل و سقوط، تقریباً شاید بشود گفت بى‌نهایت در ما افراد انسان وجود دارد. فلسفه‌ى آفرینش انسان این است كه آن استعدادهاى برجسته‌ى مثبتِ مفید و ممتاز از لحاظ ارزشهاى الهى، با اختیار خود انسان و با مجاهدت انسانى، غلبه پیدا كند بر آن خصلتهاى حیوانیت و سبعیت؛ كه اگر این غلبه پیدا شد، آن وقت همان استعدادهاى حیوانى هم جهتگیرى درستى پیدا خواهد كرد. روح تعرض و تطاول اگر چنانچه در خدمت تقوا قرار گرفت، از تعرض به حریمهاى مقدس - حریمهاى انسانى، حریمهاى اجتماعى، حریمهاى اخلاقى - جلوگیرى خواهد كرد؛ در یك جهت درستى به كار خواهد افتاد. در قرآن و در اسلام به «قتال» امر شده است. قتال یعنى كشتن، یعنى مواجهه‌ى با كشتار؛ اما این قتال، استفاده‌ى بهینه از آن روحیه‌اى است كه در انسان وجود دارد؛ در خدمت هدایت بشریت و در خدمت ساختن یك دنیاى آباد و آزاد و متعالى به كار میرود. این قتال در واقع به معناى نابود كردن حجابها و موانع دستیابى انسان به قله‌هاى رفیع كرامت بشرى و انسانى است. اگر چنانچه این خصلتها و خلقیات و استعدادهاى برتر و باكرامت ترجیح داده شد، دنیا، دنیاى خوبى خواهد شد؛ دنیاى سعادت خواهد شد. در آن دنیا تجاوز نیست، تعدى نیست؛ در آن دنیا پستى و فرومایگى نیست؛ در آن دنیا تعطیل استعدادهاى انسانى نیست، به انحراف كشیدن این استعدادها نیست؛ در آن دنیا فقر نیست، تبعیض نیست. ببینید چه دنیاى خوبى خواهد شد. در آن دنیا انسان خواهد توانست از همه‌ى ظرفیت وجودىِ خود استفاده كند. ظرفیت وجودى ما این نیست كه تا امروز دانش بشر و تجربه‌ى بشر به آن رسیده؛ ظرفیتها خیلى بیشتر از اینهاست. ما در نگاه به ظرفیتهاى جسمىِ خودمان هم دچار تنگ‌نظرى هستیم؛ ما ظرفیتهاى جسمى خودمان را هم درست نمیشناسیم.

 من بارها مثال میزنم، میگویم شما یك ژیمناست را نگاه كنید؛ به ذهن یك آدمِ ورزش‌نكرده‌ى تربیت‌نكرده‌ى جسم اصلاً خطور میكند كه انسان بتواند جسم را اینجور حركت دهد؟ ولى خب، با تمرین، یك انسانى كه خیلى فوق‌العاده هم نیست، با انسانهاى دیگر خیلى هم فرق ندارد، میتواند این تحركات را در خودش به وجود بیاورد. این را به توان همه‌ى ظرفیتهاى انسانى كه هزاران است، محاسبه كنید، ببینید انسان چه میشود؛ چه توانائى عظیمى به وجود مى‌آید. اینها همه در آن دنیائى است كه غلبه‌ى خصلتهاى الهى و انسانى در انسان بر خصلتهاى پست تحقق پیدا كند و حاصل شود. رسالت این است، هدف این است. اگر هدف این است، پس باید خیلى تلاش كرد.

 ما در آغازین گامهاى خودمان در این راه هستیم؛ هرچه هم پیشرفت كرده باشیم. نه اینكه ما به این پیشرفتهاى علمى اهمیت ندهیم؛ خب، مى‌بینید كه چقدر هم افتخار میكنیم؛ پیشرفت علمى داریم، پیشرفت فناورى داریم، پیشرفت سیاسى داریم، پیشرفتهاى سازندگى داریم، توانائى ملى داریم، عزت عمومى داریم؛ اینها همه خیلى باارزش است؛ لیكن اینها گامهاى اوّلىِ كار است.

 خب، وقتى به رسالت كشور و رسالت اسلامى ملت، انسان با این دید نگاه میكند - كه یك صیرورتِ همه‌جانبه‌ى مجموعى براى كشور است - آنگاه نقش آموزش، نقش پرورش، نقش محیطهاى آموزشى آشكار میشود. در كشور ما، آموزش و پرورش و آموزش عالى، نقش پیدا میكند.

 و من به شما عرض بكنم؛ از تشكیل این جلسات، چه با اساتید، چه با دانشجوها - بخصوص با اساتید یا با معلمین - در اینجا، در تهران، بیش از آنچه كه نظر به این باشد كه حالا ما دو كلمه حرفى بزنیم یا مطالبى از دوستان بشنویم - كه این هم مفید است - نظر این است كه احترام و تقدیر و تجلیل از معلم و استاد در جامعه نهادینه شود؛ ما به این احتیاج داریم. ما میخواهیم قدر معلم دانسته شود - چه معلم آموزش و پرورش، چه معلم دانشگاه - وقتى قدر معلم دانسته شد، در درجه‌ى اول خود آن معلم است كه باید این قدر را پاس بدارد و در تعلیم و در تربیت، آنچه را كه در توان دارد، به كار گیرد و البته این توان را هم افزایش دهد. بنابراین در این جلسه هم غرض اصلى ما این است كه بگوئیم احترام میگذاریم به مجموعه‌ى معلمین این استان نوبنیاد، كه بحمداللَّه انسان مى‌بیند چقدر هم از لحاظ كمّى و از لحاظ كیفى باارزش هستند؛ چه معلمین آموزش و پرورش، چه معلمین دانشگاه.

 یك نكته‌اى كه در ضمن مطالب این دوستان هم بود، ذهن بنده هم همواره خیلى متوجه به آن است، این است كه ما در درجه‌ى اول باید به ساختن و پرداختن شكل روحى كودكانمان اهتمام بورزیم. اگر توانستیم هویت انسانى این كودك را از آغاز كودكى شكل بدهیم و خلقیاتى را در آن به وجود بیاوریم، این براى همیشه به درد خواهد خورد. عوارضى وجود دارد، معمولاً این عوارض اخلاقیات را تحت تأثیر قرار میدهد؛ اما اگر چنانچه شخصیت كودك از آغاز ساخته شد و شكل گرفت، تأثیرات عوارض كمتر خواهد بود و عوامل كمك كننده هم در بین راه كمك خواهد كرد.

 این خانم به تعبیر «فلسفیدن» اشاره كردند؛ این بسیار تعبیر درستى است. امروز در كشورهاى پیشرفته‌ى مادى دنیا، یكى از كارهاى اساسى و یك رشته‌ى مهم، تدریس فلسفه براى كودكان است. خیلى‌ها در جامعه‌ى ما اصلاً تصور نمیكنند كه براى كودك هم فلسفه لازم است. برخى تصور میكنند فلسفه به معناى یك چیزِ قلمبه سلمبه‌اى است كه یك عده‌اى در سنین بالا به آن توجه میكنند؛ این نیست. فلسفه شكل دادن فكر است، یاد دادنِ فهم كردن است، ذهن را به فهمیدن و تفكر كردن عادت دادن است؛ این از اول باید به وجود بیاید. قالب مهم است. اگرچه محتوا هم در همین فلسفه‌ى كودكان حائز اهمیت است، اما عمده شیوه است؛ یعنى كودك از اول كودكى عادت كند به فكر كردن، عادت كند به خردورزى؛ این خیلى مهم است. من خوشحال شدم از این كه دیدم در خلال حرفها این را متذكر شدند.

 نكته‌ى بعد، خودباورى است. ما باید كودك را از آغاز داراى اعتمادبه‌نفس و باور به هویت خود بار بیاوریم. البته این مخصوص كودكان دبستانى نیست؛ در دبیرستان هم همین هست، در دانشگاه هم همین هست. در كشور ما متأسفانه فرهنگِ كاملاً منحرفى از گذشته پایه‌گذارى شده، كه هنوز آثارش از بین نرفته - با این همه تبلیغاتى كه ماها از اول انقلاب تا امروز داشتیم - و آن، نگاه نیازمندانه‌ى به سمت غرب، بزرگ دیدن غرب و كوچك دیدن خود در مقابل اوست؛ كه متأسفانه این فرهنگ ریشه‌كن نشده و وجود دارد؛ این به دلیل نبود خودباورى است. اینكه شما ملاحظه میكنید فلان ماركِ جنس خارجى پول بیشترى طلب میكند، اما طرفدار بیشترى هم در بین یك طبقه‌اى دارد، در حالى كه جنس مشابه داخلى گاهى كیفیتش بهتر از آن است، به خاطر همین نگاه است؛ این یك بیمارى است، این یك آفت است. اگر چنانچه گفته شود كه فلان متخصص، دوره‌هاى تخصص را در داخل گذرانده است، به خارج نرفته است، در وهله‌ى اول یك نگاه منفى نسبت به او وجود خواهد داشت. بله، اگر چنانچه این متخصص داخلى كه در داخل تحصیل كرده، با كارهاى برجسته‌ى خود توانست این باور را به هم بزند - كه در این سالهاى اخیر، فراوان هم اتفاق افتاده - آن مطلب دیگرى است؛ اما مادامى كه بگویند این تحصیلكرده‌ى خارج است، این تحصیلكرده‌ى داخل است، نگاه به او برتر خواهد بود. اینها عیب است.
 شما شاید از بنده زیاد شنیده باشید، بنده هیچ مخالف كسب علم از بیگانه‌ها نیستم؛ ابداً. بنده بارها گفته‌ام كه ما ننگمان نمیكند شاگردى كسى را بكنیم و یاد بگیریم؛ اما ننگمان میكند كه خیال كنیم همیشه باید چشمهاى ما آزمندانه، آرزومندانه، با احساس حقارت نفسى، به دست دیگران، به فكر دیگران، به كار دیگران باشد. این چیز بدى است؛ این را باید ریشه‌كن كرد. انسان مشاهده میكند؛ گاهى ما میخواهیم یك اخلاق خوب را در بین جامعه به وجود بیاوریم، مثالى كه در تمجید آن اخلاقِ خوب میزنیم، حتماً از كشورهاى غربى است! چه لزومى دارد؟ چرا ما این روحیه را هِى در مخاطبینِ خودمان تقویت كنیم كه براى تشخیص و تمایز خوب و بد و برجسته و غیربرجسته، باید نگاهشان به طرف غرب باشد؟ همینى كه حالا بعضى از دوستان گفتند: غرب‌باورى. این خودباورى در مقابل آن است. این به معناى دشمنى با كسى نیست، این به معناى تعصب علیه یك منطقه‌ى جغرافیائى یا منطقه‌ى سیاسى نیست؛ این به معناى این است كه یك ملت وقتى كه از توانائى خود، از استعدادهاى خود، از فرآورده‌هاى خود روى برگردانْد و به آنها بى‌اعتقاد شد، سرنوشتش همان سرنوشتى است كه كشورهاى وابسته - چه خود ما در دوران پهلوى، چه كشورهاى دیگرى كه مشاهده میكنیم - به آن دچار شدند.

 خودباورى را باید در جوانهامان، در كودكانمان تقویت كنیم. من مى‌بینم، گاهى به من گزارش میرسد كه فلان معلم سر كلاس، یا فلان استاد در سر كلاس دانشگاه، از یك پیشرفت علمىِ مسلّم اظهار تردید كرده؛ این اتفاق افتاده. فرض كنید در زمینه‌ى سلولهاى بنیادى، در زمینه‌ى نانوتكنولوژى، در زمینه‌هاى گوناگون علمى - كه حالا خوشبختانه پیشرفتهاى علمى كشور در بخشهاى مختلف خیلى زیاد است - یك اتفاقى افتاده؛ این یك اتفاقِ حقیقى است، قابل تردید نیست، جلوى چشم است، ملموس است؛ اما این آقا در كلاس دانشگاه یا كلاس دبیرستان، شروع میكند به خدشه كردن: نه آقا، اینجورى نیست؛ معلوم نیست! ما چه انگیزه‌اى داریم؟ اگر فرض كنیم خود ما هم تردید داریم در این كه این پیشرفت تحقق پیدا كرده، چه داعى‌اى داریم آن را به جوان مخاطبمان القاء كنیم؟ خب، برویم تحقیق كنیم؛ براى خودمان روشن شود كه شده یا نشده. این خودباورى را تزریق كردن و به وجود آوردن، یكى از كارهاى اصلى است.

 نكته‌ى بعد، بردبارى است. یكى از چیزهائى كه ما در تعامل اجتماعى احتیاج داریم، روحیه‌ى بردبارى است؛ حلم. اینكه در اسلام و در اخلاق اسلامى اینقدر حلم ذكر شده، به این خاطر است. نبود بردبارى، بسیارى از مشكلات را در سطوح پائین و سطوح فردى و سطوح اجتماعى به وجود مى‌آورد. اگر گروههاى سیاسى ما هم حلیمانه با هم برخورد كنند، كار بهتر خواهد شد. دستجات مختلفِ طرفدار این و طرفدار آن، اگر با حلم با هم برخورد كنند، خیلى اوضاع بهتر خواهد شد. با حلم برخورد كردن، به معناى اغماض كردن از بدى‌ها و زشتى‌ها نیست؛ به معناى بى‌اعتنائى كردن به اصالتها و ارزشهاى مورد اعتقادمان نیست؛ نوع برخورد، مورد نظر است؛ «ادع الى سبیل ربّك بالحكمة و الموعظة الحسنة و جادلهم بالّتى هى احسن».(2) مجادله‌ى با دیگرى هم كه بر سر یك اعتقاد است، بر سر یك مسئله‌ى مهم اتفاق مى‌افتد، آن هم «بالّتى هى احسن» باشد.

 مسئله‌ى دیگر، مسئله‌ى كنجكاوى است، كه در بیانات دوستان هم بود؛ حالت استفسار و استفهام و دنبال كردن. نكته‌ى دیگر، كار جمعى، تعاون و همكارى با یكدیگر و همت بلند است. كودكان و همچنین جوانان را از آغاز عادت بدهیم كه با همتِ بلند نگاه كنند. مسائل گوناگونى وجود دارد كه اینها را باید در سطح دنیا دید، در سطح جهانى باید مشاهده كرد، نه در سطح منطقه‌اى، چه برسد به این كه انسان بخواهد آنها را در سطح كشورى یا در سطح ولایتى و استانى ببیند. مسائلى وجود دارد كه اینها را باید در آفاقِ صد ساله و صد و پنجاه ساله دید، نه در یك افق محدود پنج ساله و ده ساله و كمتر. اینها همت بلند لازم دارد؛ نگاه بلندهمتانه به مسائل گوناگون. این دانش‌آموز یا این دانشجوئى كه شما امروز دارید تربیت میكنید، چند صباح دیگر یك استاد است، یك مدیر فعال است، یك كارشناس برجسته است، یك عنصر مؤثر در حركت سیاسى جامعه است؛ چند صباح دیگر این وجود مؤثرى در جامعه خواهد بود. این را آنجورى تربیت كنید كه با این همتِ بلند بار بیاید.

 نكته‌ى بعد، تن به كار دادن است. یكى از مشكلات ما تنبلى است. مسئله‌ى مطالعه و كتابخوانى مهم است. در جامعه‌ى ما بى‌اعتنائى به كتاب وجود دارد. گاهى آدم مى‌بیند در تلویزیون از این و آن سؤال میكنند: آقا شما چند ساعت در شبانه‌روز مطالعه میكنید، یا چقدر وقت كتابخوانى دارید؟ یكى میگوید پنج دقیقه، یكى میگوید نیم ساعت! انسان تعجب میكند. ما باید جوانان را به كتابخوانى عادت دهیم، كودكان را به كتابخوانى عادت دهیم؛ كه این تا آخر عمر همراهشان خواهد بود. كتابخوانى در سنین بنده - كه البته بنده چندین برابر جوانها كتاب میخوانم - غالباً تأثیرش بمراتب كمتر است از كتابخوانى در سنین جوانها و شما عزیزانى كه اینجا حضور دارید. آنچه كه همیشه براى انسان میماند، كتابخوانى در سنین پائین است. جوانان شما، كودكان شما هرچه میتوانند، كتاب بخوانند؛ در فنون مختلف، در راههاى مختلف، مطلبى یاد بگیرند. البته از هرزه‌گردى در محیط كتاب هم باید پرهیز كرد، منتها این مسئله‌ى بعدى است؛ مسئله‌ى اول این است كه یاد بگیرند، عادت كنند به این كه اصلاً به كتاب مراجعه كنند، كتاب نگاه كنند. البته باید دستگاهها مراقب باشند، اشخاص مواظب باشند، هدایت كنند به كتاب خوب؛ كه با كتاب بد، عمر ضایع نشود.

 نكته‌ى دیگرى را اینجا یكى از خانمها گفتند كه من یادداشت كردم؛ آن هم نكته‌ى بسیار مهمى است: این خصوصیاتى كه ما میخواهیم در كودكانمان به وجود بیاید - حالا شاید در مورد آموزش و پرورش گفتند - به طور طبیعى به وجود نمى‌آید؛ این باید كار شود. چه كسى كار كند؟ معلمین؛ چه در سطوح آموزش و پرورش، چه در سطوح دانشگاه. معلمین باید آمادگى این كار را داشته باشند، خبره‌ى این كار باشند؛ این احتیاج پیدا میكند به یك دستگاه بالادستى كه این تربیت را به وجود بیاورد. بله، این منطقى است. الان وزیر محترم آموزش و پرورش هم اینجا هستند؛ این را بروید در دولت مطرح كنید، خود شما هم در سطح آموزش و پرورش ببینید چه كار میتوانید بكنید. راست میگویند؛ ما اگر بخواهیم این خصلتهاى خوب در مخاطبینمان سر كلاس به وجود بیاید، احتیاج دارد به این كه معلم ما بلد باشد چه كار كند. همه بلد نیستند؛ باید یاد بگیرند. مراكزى باید به وجود بیاید؛ كه گفته شد پژوهشكده‌هاى فرهنگى خانواده یا فرهنگ خانواده؛ این جزو پیشنهادهائى بود كه بعضى كردند؛ بسیار خوب است، كاملاً درست است؛ باید روى این مسائل كار شود. البته اینها ناظر به امنیت اخلاقى خانواده است، لیكن همه‌ى اینها در مورد مدارس و دانشگاهها هم وجود دارد.

 خب، پیشرفت ما در این زمینه‌هائى كه مورد علاقه‌ى ما و مجموعه‌ى قشر فرهنگى و علمى كشور است، انصافاً پیشرفت فوق‌العاده‌اى است. یعنى هیچ نباید تردید كنیم كه ما میتوانیم. این جلوى چشم همه است. ما در آغاز انقلاب، حدود صد و هفتاد هزار دانشجو داشتیم، امروز بیش از چهار میلیون دانشجو داریم. در آن زمان، پنج هزار عضو هیئت علمى داشتیم. همان اوائل، بنده خودم یادم هست كه این رقمِ پنج هزار، هِى تكرار میشد. بعضى‌ها میگذاشتند میرفتند، كه قابل شمارش بود؛ میگفتند آقا یكى كم شد، ده تا كم شد! امروز اعضاى هیئت علمى ما بسیار فراتر از اینهاست. خوشبختانه ما ده‌ها هزار اعضاى هیئت علمى داریم. امروز دویست دانشگاه جامع در سرتاسر كشور هست، دو هزار دانشگاه و مركز آموزش عالى در سطح كشور وجود دارد؛ اینها چیزهاى كمى نیست. ما همه‌ى اینها را در شرائط تنگدستى انجام دادیم. همین تحریمى كه حالا گفته میشود تشدید كردند یا رو به تشدید دائمى است، خب، از اول وجود داشته. ما علاوه‌ى بر این، جنگ هم داشتیم؛ علاوه‌ى بر این، در دورانهاى مختلفى كاهش قیمتهاى نفت داشتیم؛ مشكلات فراوان داخلى بر ما تحمیل كرده بودند؛ افزایش جمعیت را داشتیم - جمعیت ما اول انقلاب سى و پنج میلیون بود؛ جمعیت دو برابر شده - همه‌ى این مسائل بوده است؛ در عین حال ما بحمداللَّه این پیشرفت را پیدا كردیم.

 و من به شما عرض بكنم؛ این پیشرفتهائى كه در زمینه‌هاى علمى به وجود آمده، هیچكدام مربوط به این نیست كه بگوئیم در یك نقطه‌ى خاصى، یك تلاش جمعىِ همه‌جانبه‌اى انجام گرفته؛ نه، در خیلى از این بخشهائى كه ما پیشرفت داریم، یك گروه علاقه‌مندِ بااستعداد، از یك نقطه‌اى یك مقدار حمایت شدند، ناگهان به اوج رسیدند. سالها قبل مسئولین یك كشورى از كشورهاى دوستمان - نمیخواهم اسم بیاورم - آمدند اینجا، گفتند ما فلان مقدار بودجه گذاشتیم براى یك موضوع خاص - مثلاً براى بیوتكنولوژى - همه‌ى كشور هم روى آن متمركز شدند. ما این كار را نكردیم. آنچه كه اتفاق افتاده است، به خاطر وجود استعداد، به خاطر وجود شوق از سوى گروههاى گوناگون بوده است؛ خیلى‌هایش به شكل گلخانه‌اى به وجود آمده، نه اینكه حالا همه‌ى كشور متمركز شوند تا ما مثلاً فرض كنید سلولهاى بنیادى را به دست بیاوریم؛ نه، چند نفر جوان بااستعدادِ علاقه‌مند قضیه‌ى سلولهاى بنیادى را دنبال كردند، از یك گوشه‌اى هم یك مختصر حمایتى از اینها شد؛ ناگهان ملاحظه كردید كه در دنیا جزو برجسته‌ها شدند. بحث نانوفناورى هم عیناً همین جور است، بحثهاى گوناگون دیگر هم همین جور است. این بحثهاى مربوط به موشكها هم، چه موشكهاى مربوط به فضا و بردن ماهواره، چه موشكهاى نظامى، اینها همه‌اش كارهائى است كه از روى شوق و میل و رغبت از سوى گروهى، یك جائى شروع شده، بعد نتائجش را همه مشاهده كردند. میخواهم عرض كنم كه استعداد و توانائى در سطح كشور، بى‌نهایت است. ما خیلى جلوتر از اینها میتوانیم برویم.

 الان در سطح جهان، رتبه‌ى شانزدهم علمى متعلق به ایران است. كسى باورش مى‌آمد؟ این را مراكز آمارىِ معتبر دنیا اعلان كردند. آن وقت یك مركزى پیش‌بینى میكند، میگوید تا سال 2018 ایران به رتبه‌ى علمىِ چهارم در دنیا خواهد رسید. امكانات كشور و توانائى‌هاى كشور اینجورى است. سهم ایران در تولید علم، الان در دنیا دو درصد است؛ یعنى دو برابرِ آنچه كه به طور طبیعى ایران میتواند و باید در تولید علم دنیا سهم داشته باشد. اینها چیزهاى برجسته‌اى است، اینها چیزهاى مهمى است.

 بنابراین ما باید امید را افزایش دهیم؛ من این را میخواهم عرض كنم. ما باید كارهاى زیادى را در سطوح دولتى، در سطوح مسئولانِ بالا انجام دهیم؛ اما آنچه كه اساس قضیه است، این است كه شما در كلاسهاى درس، چه در آموزش و پرورش، چه در دانشگاه، امید به حركت را در این جوان و مخاطبِ خودتان پرورش دهید؛ این مثل یك گلوله‌اى خواهد شد و پیش خواهد رفت. اگر یك چنین اتفاقى بیفتد، كشور از وجود او حداكثر استفاده را خواهد كرد. سعى كنیم نشاط ایجاد كنیم، امید ایجاد كنیم. خطراتى بر سر راه جوانها وجود دارد؛ یكى از خطرات، ناامیدى است؛ كه باید از القاء ناامیدى بشدت پرهیز كرد.

 البته در این استان مشكلاتى، هم در زمینه‌ى آموزش و پرورش از لحاظ امكانات وجود دارد، هم در مورد دانشگاهها وجود دارد؛ كه هم به من گزارش كردند، هم مقدارى از آنها را دوستان در اینجا بیان كردند. امیدواریم ان‌شاءاللَّه اینها هم برطرف شود. ما البته به مسئولین منتقل میكنیم. كارهاى اجرائى و این مسائل، مربوط به مسئولیتهاى خاص است؛ نباید در اینها تداخل كرد. ما البته تأكید میكنیم، تأیید میكنیم، منتقل میكنیم و از آنها میخواهیم تا آنجائى كه امكاناتشان اجازه میدهد، این را انجام دهند.

 ضمناً در محیطهاى جوان، مراقب این عرفانهاى كاذب هم باشید؛ اینها هم بخصوص در دانشگاهها رخنه میكنند. یكى از برنامه‌ها این است كه عرفانهاى كاذب را در داخل دانشگاهها رخنه دهند؛ این هم یكى از آن چیزهاى فلج‌كننده است. اگر كسى اسیر و دچار این بافته‌هاى بى‌اصل و اساسِ عرفانهاى كاذب شود - كه غالباً هم از مناطق خارج از كشور نفوذ پیدا كرده و وارد شده است - واقعاً او را فلج میكند. معیارى كه ما براى تحرك به سمت علوّ معنوى و روحى و تقرب به خدا داریم، تقواست، پرهیزگارى است، پاكدامنى است. جوانان ما - چه دختران ما، چه پسران ما - اگر پاكدامن باشند، اگر تقوا پیشه كنند، اگر براى دورى از گناه تلاش كنند، اگر نماز را با توجه و با اهتمام به‌جا بیاورند و انسشان را با قرآن قطع نكنند، اسیر این عرفانهاى كاذب نمیشوند.

 من به جوانها غالباً در مورد قرآن سفارش میكنم. سعى كنید رابطه‌تان را با قرآن قطع نكنید. هر روز، ولو نصف صفحه، قرآن بخوانید؛ اینها همه‌اش مقرِب انسان است؛ صفاى روح و گشایش و فتوح معنوى را همینها براى انسان به وجود مى‌آورد. آن آرامش، آن صبر و سكینه‌ى مورد نیاز انسان - كه «فأنزل اللَّه سكینته على رسوله و على المؤمنین و الزمهم كلمة التّقوى»؛(3) این نعمتى است كه خداى متعال آن را به رخ مؤمنین میكشد، كه ما سكینه و صبر و آرامش و طمأنینه را از سوى خودمان به پیغمبر دادیم، به مؤمنین دادیم - با همین چیزى كه عرض كردیم، حاصل میشود؛ در درجه‌ى اول با تلاش براى دور شدن از گناهان است.

 اینكه میگوئیم دورى از گناهان، معنایش این نیست كه اول باید بكلى همه‌ى گناهان را ترك كنید تا بتوانید وارد مرحله‌ى دوم شوید؛ نه، اینها با هم توأم است. باید همت این باشد، باید تلاش این باشد كه گناه از ما سر نزند. تقوا هم به همین معناست. التزام به توجه در نماز و در تلاوت قرآن و اینها چیزهائى است كه معنویات و صفاى روح را براى ما به ارمغان مى‌آورد؛ آن آرامش و طمأنینه و سكینه‌ى لازم را به ما میدهد؛ نیازى نیست به رفتن درِ خانه‌ى عرفانهاى كاذب، دروغى، مادى، توهّمى و تخیلى، كه هیچ واقعیتى پشت سرش نیست. هم دانشجوها را، هم جوانان دبیرستان را توجه بدهید به همین جنبه‌هاى دیانت و تدین. تدین را یك عنصر اساسى براى مخاطبِ خودتان قرار بدهید و بدانید ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم كمك خواهد كرد.

 خب، وقت هم تمام شد. امیدواریم خداى متعال آنچه را كه گفتیم و شنیدیم، براى ما مفید قرار بدهد و توفیقات خودش را شامل حال شما و شامل حال ما بكند تا بتوانیم ان‌شاءاللَّه به وظائفمان عمل كنیم.

    والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
 
1) تین: 4 و 5
2) نحل: 125
3) فتح: 26

پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله‌العظمی امام خامنه‌ای (مد‌ظله‌العالی)




اسرائیل نابود است

موسسه خیریه حمایت از کودکان سرطانی

درباره وبلاگ



ای سید خراسان بر تو سلام یاران

کی میکنی تو عزم یاری جان جانان؟

صبح نزدیک است

ساعت محلی به وقت ایران


ساعت جهانی به وقت UTC

امکانات وبلاگ






Powered by WebGozar

موضوعات وبلاگ


آخرین نوشته ها


به روایت لینک


نویسنده وبلاگ


<bgsound src="http://s15.khamenei.ir/ndata/news/24825/13921008_7932_192k.mp3" loop="infinite">

نماهنگ ها

ابر برچسبها


The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox